تبليغاتX
تـــــــــــورگــــــــــــان
تـــــــــــورگــــــــــــان
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
خدا حافظی ...
دوستان و آشنایان محترم!

با سلام .

قصد دارم وبلاگ رو از این آدرس به یه آدرس دیگه منتقل کنم.

دلیلش رو هم نمیدونم!

هرکی موافقه باشه!

هرکی هم نیست نباشه. (به من چه کی موافقه کی مخالف!)

آدرس جدید رو مطعاقبا اعلام میکنم.

فعلا...

لینک نوشته

عید نوروز مبارک

persiangraphic-haftsin-norouz-7sin.jpg-51153

 

فرا رسیدن نوروز باستانی، یاد آور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان

پاک پندار و راست گفتار و نیک کردار

*خجسته باد*

لینک نوشته

عکس های جالب و دیدنی (2)

یه سری دیگه از عکس های جال رو براتون آوردم که امیدوارم بپسندید.

برای دیدن عکس های بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

همسر-آنخماهو!

بیچاره-الاغه!

کدوم-عابر-پیاده؟!

عجب-کنسرتی؟!

تیم-فوتبال-تهران-رپ.

لینک نوشته

سلام دوستان.

به وبلاگ خوتون خوش اومدین.

به شما توصیه میکنم مطالب پیشین وبلاگ رو مطالعه کنید.

از شما خواهش میکنم بعد از مطالعه مطالب وبلاگ نظرتون رو در باره مطلب در بخش نظرات مرقوم بفرمایید تا بتوانیم بهتر در خدمت شما باشیم.

از شما درخواست می کنیم بیشتر به وبلاگ ما بیایید تا خوشحال شویم!

ما دلمان می خواهد نظر بگذارید.

آخر عقده شدیم ما. چقدر باید قحطی نظرات گریبان گیر وبلاگ ما باشد؟

نظر بدهید تا ما دلگرم شویم و فعالیت کنیم!

چرا باید نظر ندهید؟!

به خدا دل مومنی را شاد کردن ثواب دارد!

چرا می خواهید آتش جهنم را از نزدیک ببینید؟

بخدا این وبلا با نظرات شما می چرخد!

در پایان می خواهم از شما به خاطره آنکه این مطلب را تا آخر خواندید تشکر کنم و بخواهم که باز هم نظر بگذارید!

 

لینک نوشته

ضرب المثل های ترکی 1
یک سری ضرب المثل ترکی برای شما دوستان آماده کردم که امیدوارم مفید واقع بشه.

بویوک آغا جین ، کولگه سی ده بویوک اولار.

(درخت بزرگ سایه ی بزرگ دارد. )

----------------------------------------------

اود ایله پامبیغین نه دوستلوغو؟!

( چه دوستی میان آتش وپنبه؟!)

----------------------------------------------

جفا چکمین، صفا گورمز. 

(کسی که سختی نبیند به آرامش نمیرسد.)

----------------------------------------------

عادت قانون دگیل ، اما قانون قده ر حکمی وار.

(رسم و رسوم قانون نیست ، اما به اندازه ی قانون ارزش دارد.)

----------------------------------------------

دوست باشا باخار، دشمن آیاغا.  

(دوست به سر نگاه میکند ، دشمن به پا.)

بقیه در ادامه مطلب.

 


ادامه مطلب
لینک نوشته

زندان!
زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را می‌‌پوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...

زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید...

زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : "چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"

شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید : هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟



زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد ا گفت: "آره یادمه..."

شوهرش به سختی‌ گفت:

_ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟

_آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست...)

_یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان!

_آره اونم یادمه...

مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم...
لینک نوشته

دیدم به خواب خوش که بدستم پیاله بود

بهتان نزن پیاله پر از آش خاله بود

هر درد و آفتی که نازل شد از فلک

از ابتدا به آدرس مخلص حواله بود

یخچال شد خراب پس از بیست و پنج ماه

دفترچه ی گارانتیش اما دو ساله بود

هرکس به پشت گرمی وام ازدواج کرد

در رهگذار باد نگهبان ژاله بود

دارایی حقیر پس از کسر قسطها

یک اسکناس پانصدی آن هم مچاله بود

هر ماه هفت روز اگر شاد بوده ام

بیست و سه روز کار من فغان و ناله بود

ارثی که از پدر به من بینوا رسید

دنگی ز یک اطاق بدون قباله بود

جایی که شهرداری خیابان نام نهاد

یک کوچه ی سه متری پر چاه و چاله بود

این شعر من اگر نداشت معنی درست

تقصیر خواب دیشب و آن استحاله بود

من که در ابتدا نوشتم به خط خوش

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

 

* شادروان کیومرث صابری (گل آقا) *

 

لینک نوشته

معجزه

سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد

 برادر کوچکش سخت مريض است و پولی هم برای

 مداوای آن ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و

 نميتوانست هزينه جراحی پر خرج برادرش را

 بپردازد.

 

سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه

 می تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتی به

 اتاقش رفت و از زير تخت قلک کوچکش را درآورد.

 قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ريخت و آنها

 رو شمرد .فقط پنج دلار.

 

بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوچه بالاتر

 به داروخانه رفت.

 

جلوی پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه

 کند ولی داروساز سرش به مشتريان گرم بود

 بالاخره سارا حوصلش سررفت و سکه ها رو

 محکم رو شيشه پيشخوان ريخت.
داروساز جا خورد و گفت چه ميخواهی؟

دخترک جواب داد برادرم خيلی مريض است می خوام معجزه بخرم

قيمتش چقدراست؟
دارو ساز با تعجب پرسيد چی بخری عزيزم!!؟
دخترک توضيح داد برادر کوچکش چيزی در سرش رفته و بابام می

 گويد فقط معجزه ميتواند او را نجات دهد من هم می خواهم معجزه

 بخرم قيمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما

اينجا معجره نمی فروشيم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به

 خدا برادرم خيلی مريض است و بابام پول ندارد و

 اين تمام پول من است. من ازکجا می توانم معجزه

 بخرم؟؟؟؟
مردی که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبی داشت از دخترک

 پرسيد: چقدر پول داری؟
دخترک پولهارا کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد

 وگفت: آه چه جالب!!! فکر ميکنم اين پول برای خريد معجزه کافی

 باشه. بعد به آرامی دست اورا گرفت و گفت من ميخوام برادر و

 والدينت را ببينم .

 

فکر ميکنم معجزه برادرت پيش من باشه ، آن مرد دکتر

 آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود. فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با

 موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.
پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما

متشکرم نجات پسرم يک معجزه واقعی بود، می

 خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحی چقدر بايد

 پرداخت کنم؟
دکتر لبخندی زد و گفت :هزینه عمل 5 دلار می شد که قبلا پرداخت

 شده است

لینک نوشته

چند تا عکس با حال!
به به ...! سلام دوستان! ببخشید که دیر شد! راستش سرم خیلی شلوغه. درس و مدرسه هم که دیگه پدرمونو در آورده! واقعا شرمنده. ولی اگه بدونین براتون چه چیزایی آوردم!

ببینید نظر هم عنایت کنید! برای دیدن تصاویر بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

3.jpg-57690

yazid.jpg

طرف-خیلی-مخه!

بیچاره-اسرائیلی-ها!

!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

ایمنی-کامل!

گرمایش-هم-داره!

این-هم-خیلی-مخه!

ایموبلایزر-به-این-میگن؟

6.jpg-43136

ببین-چه-دنیایی-شده!

اینا-دارن-چی-کار-میکنن؟

لینک نوشته

سالروز بازگشت امام خميني(ره) و آغاز دهه فجر را به نوبه خود به تمامي فجر آفرينان و ملت شريف اين مرز و بوم تبريك عرض مي نمايم.

 

لینک نوشته

کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد!
وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه

وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن

يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن

يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنين

از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين

در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟

هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين!

هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين!

به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي…بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين!

يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين!

هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست …خدا بيامرزتت!

يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين!

البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين

لینک نوشته

تصاویر با مزه!
خدا رو شکر! بالاخره این بیچاره هم به مراد دلش رسید و یه دلی از عذا در آورد!

هر کی میره کارتون موش و پیشی (گربه) میخره تو کل فیلم همش موشه پدر گربه رو در میاره و به نوعی بدبختش میکنه!

اما ما متفاوتیم! ما چون بیشتر از گربه خوشمون میاد تا موش دوست داریم که اون پیروز بشه!

بیچاره-موش!

بیچاره-موش!-57837

لینک نوشته

عجایب ایرانی!

مي بيني تو رو خدا؟

انگار تلفن عموميه! يا اينكه كاشتن امتحان كنن بهد بيارن تو شهر نصب كنن!

ديده بوديم و لي اين جوريشو نه!

نظر بدين ما رو هم راهنمايي كننيد كه اين يعني چي؟

براي ديدين تصوير يزرگتر روي عكس كليك كنيد.

 

صندوقها.JPG

untitled.JPG-22831

لینک نوشته

شعر

سلام دوستان و همراهان عزیز.

تو این پست یه شعر عالی براتون میزارم که امیدوارم ازش لذت ببرید.


بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته درچشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید تو به من گفتی ازاین عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

 

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم

بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

 

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای دردامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.

لینک نوشته

وانت روآ!
جل الخالق! وانت روآ ندیده بودیم که دیدیم!

برای دیدن تصاویر بزرگتر روی عکس کلیک کنید

وانت-روآ-26433

وانت-روآ-2

وانت-روآ-3

لینک نوشته

بوش ...
 بوش داره میره گفتیم ما هم یه تکونی به خودمون بدیم

تصاویرو ببینید. اگه جالب بودن نظر هم بدین.

برای دیدن تصاویر بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

بچه-هم-از-این-می-ترسه!

 

اینم-شد-رییس-جمهور؟!-10587

از-این-كارا-هم-بلده!

ورزش-كار-هم-هست!

لینک نوشته

سلامي دوباره...
سلام بينندگان و وبگردان و دوستان جان!

ببخشيد كه تو اين مدت دير به دير بروز ميكردم.

آخه بد جوري درگير امتحانات بودم. ديروز ( ۲۶/۱۰/۸۷) به حول و قوه الهي موفق شديم از زير

 سايه سياه امتحانات بيرون بيايم و يه نفس راحت بكشي!

بخدا اين امتحانا هم براي ما عذابه هم براي معلم ها مصيبت!

آخه هم بابا و هم مامان من معلمن و من ميدونم مسائل بعد امتحان مثل اصلاح اوراق و نوشتن ريز نمره ها چه مكافاتي داره!

خلاصه بگم كه ديگه آزاد شدم شدم و همه جوره در خدمت شما هستم!

نظر بزارين نگن وبلاگم نظر نداره!

در پناه حق

لینک نوشته

سلام به " یک دوست"

از محبت شما ممنونم كه اين آهنگ زيبا رو به من معرفي كرديد.

مي تونم با شما آشنا بشم؟

لینک نوشته

خوش اومديد به وبلاگ تورگان.تورگان اسم يه چشمه در كوه هاي جنوب هاديشهر است.
بنده هم وحيدم و 16 سالمه و ساكن تبريز اما اصالتا هاديشهري.
اكثر مطالب وبلاگ تركي خواهد بود.پس اگه به زبان تركي تسلط كامل نداريد اول بريد اونو كامل ياد بگيريد تا بتونيد گليمتون رو از آب بيرون بكشيد بعد بياين اينجا من در خدمتتونم.
يه چرخي تو وبلاگ بزنيد.اگه خوشتون اومد بازم تشريف بياريد.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
مرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387

پیوندها
دبيرستان فردوسي تبريز
يك دنيا سرگرمي و...
شهرستان جلفا
آلبوم شهرستان جلفا
هاديشهر
هرچي بخواي اينجا هست...
پايگاه اطلاع رساني جلفا و هاديشهر
علمي،فرهنگي،ادبي(وبلاگ پدرم)
reveal-gent
snipper
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ





Powered by WebGozar